پارساپارسا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

شیرین عسل مامان

من رسیدم

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و ...... بقیه در ادامه مطلب روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خو...
11 دی 1390

بگذار بره

                     واسه کسی که رفته ثانیه ها رو نشمر....کسی که رفت بزار بره اصرار نکن برگرد آخه ارزشی نداره عزیزم                     ...
10 دی 1390

بمان با من

بمان با من... در این بحبوحه ی غم در این دنیای دلهای نمادین که در آن عاطفه جایی ندارد و احساس از خودش هم هست خالی!               بمان ... تا آرزو رنگی بگیرد.... برای حس تاریک نگاهم برای بارش باران امید مبادا دلخوشی هایم بمیرد    بمان... تا یک بهانه بشکفد باز برای کوچ زیبای پرستو برای ساختن یک آشیانه به جنس خاطره ازلحظه ای دور              بمان ... تا من به شوق بودن تو بمانم زنده دردنیای عشقت ببینم مردن دلواپسی را از افسون وجود پر ز مهرت بمان با من...     &nbs...
10 دی 1390

حق خوری چرا؟

واي بر حال انسانهايي كه عدم تربيت اونها را از آنچه در وجودشون هست دور كرده. انسانها در وجودشون مهرباني هست ، صداقت هست، عشق هست ، اميد هست، و بسيار صفات نيك ديگر كه خداوند در وجود انسان دميده. چي به سر بشر امروز اومده كه از اصلش دور مونده اينقدر دروغ ميگه ،غيبت ميكنه، كلاهبرداري ميكنه، ريا ميكنه، رشوه مي ده، تهمت مي زنه ، حق خوري ميكنه و ..... . مامانا ما بايد خيلييييييييييييييييي مراقب باشيم كه با يك تربيت نا صحيح فرزندانمون رو از اصل خودشون دور نكنيم. ...
10 دی 1390

دلتنگی

خنده ام میگیرد... وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی : دلم برایت تنگ است … یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی…. دلتنگی ات ارزانی خودت...      ...
9 دی 1390

بیایید کمی تامل کنیم

بیائیم نخندیم . . . به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب نخند به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری. نخند به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند. نخند                                              ...
9 دی 1390

داستان جغله

جغله و غول سرزمین تنبلی    اول مهر بود ‚ روز آغاز مدرسه ‚ كوچولوهاي 7 ساله همه با اشتياق اولين روزهای مدرسه رو پشت سر ميگذاشتند.در ميان اين بچه ها پسر بچه اي بود كه مثل بقیه هم سن و سالاش وقتی از مدرسه به خونه ميرسيد از اتفاق هايي كه در مدرسه برايش افتاده بود براي بابا و مامانش شروع به تعريف ميكرد. تمام صحبت هاي پسر كوچولو در مورد يكي از همكلاسيهاش به اسم جغله بود ‚ پسر بچه اي بازيگوش و تنبل كه بسيار شيطون و بلا بود . بقدري شيطنت هاي جغله براي باباي پسر كوچولو جالب بود كه وقتي از سر كار به خونه ميومد ‚ بي صبرانه انتظار ميكشيد تا پسرش از مدرسه بياد و بر...
9 دی 1390