قدرت انديشه
> >از الاغ درس بگيريم > >* کشاورزي الاغ پيري داشت که يک روز >اتفاقي به درون يک چاه بدون آب افتاد. >کشاورز هر چه سعي کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد. >براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد، >کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نکشد. >مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند وزير پايش ميريخت و وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد...
نویسنده :
شیوا
22:18


